برای بخش ضرب المثل ها بیشتر از بن نوشت های زیر بهره برده ایم :امثال و حکم - استاد زنده یاد علی اکبر دهخدا کشکول شیخ بهایی - تالیف بهاء الدین محمد عاملی کشکول عطار - تالیف محمد تقی عطارنژاد گلستان و بوستان - سعدی شیرازی قصه های مثنوی معنوی - استاد بدیع الزمان فروزانفر فرهنگ ضرب المثل ها - گردآوری و تالیف علی توکلی فرهنگ معین فرهنگ عوام فرهنگ لغات عامیانه
|
|
زین حسن تا آن حسن صد گز رسن |
|
|
|
|
ز
|
|
09 مهر 1387 ساعت 03:06 |
|
غالبا اتفاق می افتد كه از دو ثروتمند كه هر دو صاحب مال و مكنت فراوان هستند یكی در خست و امساك حتی به جان خویش و عائله اش رحم نمی كند و بالمال جان بر سر تحصیل مال و ثروت می دهد ولی دیگری را چنان جود و سخایی است كه به قول استاد دكتر عبدالحسین زرین كوب :«حاتم طایی را به چیزی نمی گیرد و اگر تشنه ای را دریایی و ذره ای را خورشیدی بخشد این همه در چشم همتش به چیزی نمی آید.» |
|
دنباله ...
|
|
ز
|
|
09 مهر 1387 ساعت 03:02 |
|
هروقت روستایی ساده دلی بنشیند و «خیال پلو» بپزد و آرزوهای دور و دراز ببافد حاضران این مثل را می زنند. |
|
دنباله ...
|
|
روی یخ گرد و خاك بلند نكن |
|
|
|
|
ر
|
|
09 مهر 1387 ساعت 02:48 |
|
وقتی كسی بیخود و بی جهت بهانه بگیرد این مثل را می گویند. روزهای آخر زمستان بود و هنوز كوه ها برف داشت و یخبندان بود، چوپانی بز لاغر و لنگی را كه نمی توانست از كوره راه های یخ بسته كوه بگذرد در سر چفت (آغل) گذاشت تا حیوان در همان اطراف چفت و خانه بچرد.
|
|
دنباله ...
|
|
راز دل به زن مگو با نو كیسه معامله نكن با آدم كم عقل رفیق نشو |
|
|
|
|
ر
|
|
09 مهر 1387 ساعت 02:42 |
|
پدری به پسرش وصیت كرد كه در عمرت این سه كار را نكن. بعد از این كه پدر از دنیا رفت پسر خواست بداند كه چرا پدرش به او چنین وصیتی كرده؟ پیش خودش گفت : «امتحان كنم ببینم پدرم درست گفته یا نه». هم زن گرفت، هم قرض كرد هم با آدم كم عقل دوست شد. |
|
دنباله ...
|
|
ر
|
|
09 مهر 1387 ساعت 02:39 |
|
عبارت بالا اصولا از تعصب شیعیان در مورد ناقلان روایات اهل سنت و جماعت و یا به اصطلاح دیگر راویان سنی حكایت می كند كه رفته رفته صورت ضرب المثل پیدا كرده مجازا در رابطه با منقولات غیر واقع كه شنونده آن را باور نكند از باب شوخی و در لفافه ی طیب و مزاح می گوید : «راوی سنی است.» یعنی این گفته و روایت قابل اعتنا و اعتماد نیست و باید به دیده ی تأمل در آن نگریست. |
|
دنباله ...
|
|
رفتم اصفهان برای كار آسان كپه گذاشتند به سرم گفتند ببر آسمان |
|
|
|
|
ر
|
|
09 مهر 1387 ساعت 02:36 |
|
می گویند شخصی در كارهای كشاورزی به این و آن كمك می كرد و مزد می گرفت، شایع شده بود كه در اصفهان كار آسان و پر درآمد زیاد است. آن مرد كه از كار كردن در مزرعه این و آن خسته شده بود راه اصفهان را در پیش گرفت كه هم كار آسانی پیدا كند، هم پول و دارایی زیادی گیرش بیاد. |
|
دنباله ...
|
|
<< پایان < پس 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 پیش > آغاز >>
|
| نوشتارهای 1 - 6 از 331 |