آدینه (ناهیدشید)
دوازدهم (ماه روز)
شهریور 1389
 
 
نگارخانه
 
     
 
 
     
 
 ورود یا نام نویسی
شمار هموندان: 705
شمار برگه ها: 2275
شمار پیوندها: 26
باشندگان در تارنما: 10 نفر میهمان
 
     
 
 
 
“  سرنوشت با پروردگار است، خشنود به آنم، در سختی شکیبایم، شکوه نکنم، بدتر از این سختی نیز باشد و سختی بگذرد، در پناه و یاری پروردگار  ”
 بزرگمهر
 
 
 
 
تاریخ تاریخ در ایران - بخش اول - فصل دوم نسخه PDF چاپ فرستادن صفحه با نامه
25 بهمن 1388 ساعت 04:13

رضا عبدالهی

بخش اول

فصل دوم

انواع مختلف ماه

در اکثر گاه شماریهایی که در حال حاضر در میان ملل مختلف رواج دارد، طول ماههای سال، تعداد روزهایی است که طبق قرارداد تعیین شده است و اصولا ارتباطی با دَوَران حرکت ماه به دور زمین و یا مدت زمانی که خورشید یکی از بروج دوازده گانه را می پیماید، ندارد.

با وجود آن در بسیاری از زبانها و از جمله زبان فارسی واژۀ ماه به ماه آسمان و ماه زمانی هر دو اطلاق می گردد. اطلاق واژۀ ماه به این هر دو محققا به این دلیل است که از نظر تاریخی طول ماه به درازای زمان بین دو رؤیت صوَر مشخصی از ماه فی المثل، از رؤیت هلال تا رؤیت هلال ماه بعد، و یا از بدر تا بدر ماه بعد، تعیین می شده است [1]↓.

استاد رضا عبدالهیبسیاری از علما و منجمان و مورخان معتقدند که اندازه گیری زمان بر پایۀ فاصلۀ زمانی بین دو صورت مشخص ماه به دوران بشر اولیه باز می گردد [2]↓. در این باره بیرونی می نویسد: از زمان طوفان نوح، مردم عملا اجازه یافتند که آغاز هر ماه را بر پایۀ محاسبه (= امراوسط) و نه بر اساس رؤیت هلال تعیین نمایند [3]↓. وی اظهار می دارد که: بنا به معتقدات قوم یهود حضرت نوح آغاز ماهها را بدلیل ابری بودن آسمان در یک دورۀ شش ماهه که رؤیت هلال و سایر صور ماه امکان پذیر نبود بر اساس محاسبه تعیین فرمود [4]↓. بکار گرفتن صور ماه به منظور اندازه گیری زمان در گذشتۀ بسیار دور بوسیلۀ بسیاری از نوشته های کهن و الواح باستانی تأیید می شود [5]↓.

در اوستا ماه و نیمۀ ماه در موارد بسیاری ذکر شده است، اما تعریفی که بتوان بوسیلۀ آن به آغاز و پایان و طول ماه پی برد داده نشده است [6]↓ و دقیقا مشخص نیست که پیش از بکار بردن گاه شماری شمسی - قمری که حوادث منعکس در کتیبۀ بیستون بوسیلۀ آن تاریخگذاری شده است ایرانیان برای تعیین و اندازه گیری زمان چگونه عمل می نموده اند (مراجعه شود به: بخش دوم).

سومریان، بابلیان و یهود و بسیاری دیگر از ملل باستانی ماههای خود را با اولین رؤیت هلال آغاز می کردند [7]↓ - و به همان صورتی که امروزه در میان ایرانیان و مسلمانان در گاه شماری مذهبی معمول است - هر ماه در شبی آغاز می شد که پس از غروب خورشید، هلال ماه نو را رؤیت می کردند، و روز بعد از آن شب را روز اول ماه می دانستند.

فاصلۀ زمانی بین ناپدید شدن ماه، پیش از طلوع آفتاب تا ناپدید شدن مجدد آن در حدود همان ساعت [8]↓، و یا فاصلۀ زمانی بین رؤیت دو بدر متوالی [9]↓، و یا فاصلۀ زمانی بین اولین شبی که ماه نامرئی می شود تا عودت به همان حالت [10]↓ بعنوان یک ماه در بین بعضی از ملل در گذشته رواج داشته است. اگرچه هیچ یک از دوره های مذکور تعداد کاملی از شبانه روز را شامل نمی شود، کلیۀ ملتهایی که ماههای قمری را به عنوان واحدی برای اندازه گیری زمان بکار می بردند تعدادی از شبانه روزهای کامل را در یک ماه در نظر می گرفته اند.

بنا بدلایل بسیاری، از قبیل حرکت انحرافی ماه از مدار خود و حرکت مداری خارج از مرکز ماه در هنگام اوج و حضیض و همچنان اوج و حضیض زمین در هنگام قران و دلایل بسیار دیگری که از دیرگاه توجه منجمان را به خود جلب نموده است [11]↓، ماههای متوالی دارای طول مساوی نیستند [12]↓ و بنابراین تعیین طول ماههای بیست و نـُه روزه همواره در گاه شماریهای  قمری مشکلی اساسی بوده است و وجود دو ماه متوالی بیست و نه روزه و دو ماه متوالی سی روزه کاملا امکان پذیر است. سه ماه متوالی بیست و نه روزه و سه ماه متوالی سی روزه و گاهی چهار و در موارد نادر پنج ماه متوالی سی روزه غیر ممکن نیست [13]↓. بنا به محاسبه منجمان متقدم ایرانی چهار ماه سی روزۀ متوالی امکان پذیر است و نه بیشتر [14]↓. علاوه بر بی نظمی در توالی ماههای سی روزه و بیست و نه روزه، رؤیت هلال  ماه نو در مختصات جغرافیایی مختلف نیز در زمانهای متفاوت امکان پذیر است. ابری بودن هوا عامل دیگری است که رؤیت هلال را در زمانی که ماه بالقوه در دید ساکنین آن ناحیه است عملا غیر ممکن می سازد. این عوامل، تقریبا پیش بینی رؤیت هلال را در مواردی که شروع ماه باید با رؤیت هلال باشد، ناممکن می کند و این یکی از مشکلات اساسی گاه شماری اسلامی است. مسئلۀ رؤیت هلال و یکی دو روز اختلافی که گاه در شروع ماههای قمری میان کشورها و بلاد اسلامی پیش می آید و جزئیات علل و اسباب آن برای کسانی که با این امور سر و کار دارند کاملا روشن است و با این بحث ارتباط چندانی ندارد.

در مواردی که آغاز ماههای قمری مستقیما با رؤیت هلال و یا رؤیت سایر صوَر ماه مشخص می شود ماههای قمری وسیلۀ دقیقی برای اندازه گیری زمان نمی تواند باشد و تعیین دقیق تعداد روزهای بین دو تاریخ معین با فاصلۀ چند ماه یا چند سال به دشواری امکان پذیر است. منجمان طول ماههای قمری را برای استفاده در گاه شماری و تسهیل در امر اندازه گیری زمان بر پایۀ معدل طول ماههای قمری اقترانی تعیین می کنند که ارتباط مستقیمی با رؤیت هلال و یا سایر صور ماه ندارد. این راه حل قراردادی بصورت تناوب منظم ماههای سی روزه و بیست و نه روزه در نظر گرفته می شود که اصطلاحا آن را ماههای «حسابی» یا «امر اوسط» می نامند. در این شیوۀ تقسیم سال، هر دو یا سه سال یک بار، یک روز به دوازدهمین ماه اضافه می کنند و در نتیجه دو ماه سی روزه در پی هم قرار می گیرد. کاربرد ماههای «حسابی» به منظور اندازه گیری زمان به زمانهای بسیار دور و اندکی پس از اینکه بشر اندازه گیری زمان را بوسیلۀ صور ماه آغاز کرده است باز می گردد [15]↓. ایرانیان با این روش اندازه گیری احتمالا پس از اقتباس گاه شماری شمسی - قمری بابلی آشنا شده اند (رجوع شود به: بخش دوم - فصل دوم) [16]↓. و در دورۀ حکومت جانشینان اسکندر نیز که نوعی گاه شماری شمسی - قمری یونانی رواج یافت ماهای «حسابی» قمری ناگزیر باید مورد استفاده قرار گرفته باشد. در دوران حکومت اشکانیان و ساسانیان برای متجاوز از هشتصد و پنجاه سال که نوعی گاه شماری شمسی با ماههای قراردادی سی روزه رواج داشت، اندازه گیری زمان با طول ماههای اقترانی و یا «حسابی» مهجور مانده بود. بنا به روایت بیرونی که در ارتباط با تعیین طول ماه رمضان می گوید: «چندین سال است که فرقه ای جدید مانند اهل جاهلیت در اسلام روش منجمان را برای تعیین طول ماهها انتخاب کرده اند» [17]↓ رواج مجدد ماههای «حسابی» بعنوان وسیله ای برای اندازه گیری زمان در ایران باید در اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم هجری / هشتم و نهم مسیحی معمول شده باشد.

با آنکه منجمان ایرانی در زیجهای خود انواع دیگری از ماههای قمری مانند استوائی (Tropical)، غیر عادی (Anomalistic) و نجومی (Sidereal) را به تفضیل شرح داده اند، تنها ماههای اقترانی (Synodic) و در موارد نادر منازل ماه برای اندازه گیری زمان در میان مردم و در تقویمها رواج داشته است. ماه اقترانی به فاصله زمانی گفته می شود که دو مقارنۀ متوالی ماه و خورشید صورت می پذیرد و مقارنه عبارت از حالتی است که ماه بین زمین و خورشید و بر روی کرۀ سماوی هر سه بر روی یک خط قرار می گیرند. در ماه اقترانی به ترتیب رؤیت هلال تا تربیع اول تقریبا 7.5 روز طول می کشد، تربیع اول تا بدر تقریبا 6.5 روز، بدر تا تربیع دوم، 7.75 روز، تربیع دوم تا رؤیت مجدد ماه تقریبا 7.5 روز کاملا قابل تشخیص است و جمعا بطور متوسط 29.5305883 روز یا 29 روز، 12 ساعت، 44 دقیقه و 2.86 ثانیه می شود. در ازای یک ماه اقترانی از 29.26 روز تا 29.80 روز تغییر می کند. منجمان ایرانی در قرون سوم و چهارم هجری / نهم و دهم مسیحی موفق شده بودند که طول یک ماه اقترانی را با دقت شایسته ای اندازه گیری کنند. بیرونی در مبحث دورۀ نوزده سالۀ سالهای شمسی - قمری یهود طول سال شمسی را 365 روز و پنج ساعت و مقداری معادل 3791 ÷ 4104 ساعت مینویسد. از این مقدار طول یک ماه متوسط اقترانی را می توان 29.530594 روز محاسبه کرد [18]↓.

فاصلۀ زمانی گردش ماه به دور زمین از لحظه ای که در مقابل یک ستارۀ ثابت قرار می گیرد تا بازگشت آن در مقابل همان ستاره یک ماه نجومی نامیده می شود که 27. 32166 روز یا 27 روز، 7 ساعت، 43 دقیقه و 11.5 ثانیه است و 2.2 روز از متوسط یک ماه اقترانی کوتاهتر می باشد. در برخی از زیجهای ایرانی که پس از قرن هفتم هجری تألیف شده است در مبحث گاه شماری بومی «اویغوری» 248 روز برابر با نه ماه نجومی 27.5555 روزه تعیین شده است. از آنجا که این مقدار با مقداری که در همین زمان بوسیلۀ منجمان چینی محاسبه شده متفاوت است، این مقدار باید مستقلا بوسیلۀ منجمان ایرانی محاسبه شده باشد و دقت عمل منجمان ایرانی در این مورد در خور ستایش است [19]↓.

علاوه بر انواع ماههای قمری که در بالا گفته شد، ایرانیان ماههای شمسی را نیز برای اندازه گیری زمان بکار می برده اند. ماه شمسی از نظر تعریف به فاصله زمانی اطلاق می شود که خورشید در حرکت فرضی خود یکی از بروج دوازده گانۀ منطقة البروج را طی می کند. منطقة البروج عموما به کمربندی فرضی که هشت درجه در طرفین مدار حرکت فرضی خورشید کشیده شده است، اطلاق می گردد و منطقة البروج به دوازده قسمت تقریبا مساوی تقسیم می شود که هر قسمت به نام یکی از بروج نامگذاری شده است. طول زمانی توقف خورشید در هر یک از بروج دوازده گانه از بیست و نه تا سی و دو روز تغییر می کند و عبور خورشید از برجهای دوازده گانه بالغ بر یک سال شمسی می شود. بروج دوازده گانه  شمسی بعنوان وسیلۀ اندازه گیری زمان با گاه شماری جلالی از سال 471 هجری قمری / 1079 مسیحی مورد عنایت قرار گرفته است [20]↓ - (رجوع شود به: بخش چهارم - فصل چهارم).

تقی زاده به استناد گزارش قطب الدین شیرازی (وفات 710 هجری قمری / 1311 میلادی) می نویسد که بعضی از منجمان دورۀ توقف خورشید را در هر یک از بروج دوازده گانه بعنوان ماههای گاه شماری جلالی  بکار می بردند [21]↓. این موضوع بوسیلۀ گزارش دقیقتری که نصیرالدین طوسی در کتاب «سی فصل» فصل هفتم [22]↓ «زیج ایلخانی»[23]↓ آورده تأیید می شود. با وجود آنکه تردیدی باقی نمی ماند که گروهی از منجمان ایرانی با گاه شماری جلالی بروج دوازده گانه را بکار می بردند اما کاربرد این بروج بعنوان وسیلۀ اندازه گیری زمان - جز در یک دورۀ کوتاه پیش از رواج گاه شماری هجری شمسی - رواج عام نیافته و اهل تنجیم یعنی گروهی که به احکام نجوم توجه خاص دارند، تنها گروهی هستند که تا به امروز بروج دوازده گانۀ شمسی را بعنوان تقسیمات سال شمسی بکار می برند [24]↓. کاربرد بروج دوازده گانه در احکام نجوم قرنها پیش از تأسیس گاه شماری جلالی در میان منجمان ایرانی رواج داشته و شواهدی در دست است که پیش از ظهور اسلام منجمان ایرانی بروج دوازده گانه را بخوبی می شناخته اند [25]↓. با آنکه بیرونی خود به احکام نجوم اعتقاد نداشته است [26]↓. اما دقیقترین توصیف و پژوهش را در زمینۀ منجمان سلف خود در این زمینه نموده است [27]↓. با وجود آنکه تقسیم سال به بروج دوازده گانه و اشکالی که برای هر یک از بروج در نظر گرفته می شود کاملا ذهنی و طرز قرار گرفتن ستارگان در آسمان با این اشکال مناسبتی ندارد. شگفت انگیز است که تقسیمات مذکور در بین تمدنهای مختلف بصورت کاملا مشابه بکار گرفته شده است. در حال حاضر نیز در بعضی از تقویمهای ایرانی بروج دوازده گانۀ شمسی را در کنار منازل قمر ثبت می کنند.

فاصلۀ زمانی را که ماه یک دور منطقة البروج را تکمیل می کند به قسمتهایی تقسیم کرده و این تقسیمات را منازل قمر می نامند. ایرانیان مانند اعراب منازل قمر را بیست و هشت منزل می دانند [27]↓، و هندیان که منازل قمر در نزد آنان سابقۀ بسیار قدیمی دارد و نکشتراس (Nakshatras) خوانده می شود به بیست و هفت منزل قایلند [28]↓.

نکشتراس و منزل هر دو با دورۀ متوسط ماه نجومی (27.321 روز) ارتباط دارد و منازل نمایندۀ روز به روز و یا شب به شب موقعیت و تغییرات ماه در ارتباط با ستارگان خاص و یا دسته ای از ستارگان است و هر منزل نام خود را از دسته ای از ستارگان می گیرد.

بنا به عقیدۀ ایرانیان و اعراب هر منزل تقریبا 12.85 درجه از مسیر ماه را اشغال می کند و هر یک از بروج دوازده گانه برابر 2.333 منزل است.

گروه خاصی از تقویمهای ایرانی که تا زمان حال بخوبی رواج دارند در کنار منازل، مدت زمانی را که ماه در هر یک از بروج توقف می کند و بین دو تا سه روز است ثبت می نمایند. مفهوم مطلق این توقف تنها جنبۀ تنجیمی دارد و در این نوع تقویمها با نهایت ساده لوحی درجۀ سعد و نحس بودن این روزها را نشان می دهند. فی المثل، در مقابل هر روزی می نویسند: خجسته، میانه خجسته، فوق العاده سعد، میانۀ نحس و گاه با توضیحاتی از قبیل بعدازظهر، نامه نوشتن و رسول فرستادن و ختنه کردن و صید و شکارکردن نیکوست، عقد و نکاح کردن و به خانۀ نو شدن و بنای عمارت نهادن و طفل به گهواره بستن و علاج چشم کردن و شرکت کردن تا ظهر نیک است، مکر و کید مناسب است و امثال اینها، معتقدان را در اجرای تصمیمات خیر و شر یاری می نمایند.

ماههای قراردادی که طول آنها هیچ ارتباطی به طول ماه قمری و بروج دوازده گانۀ شمسی ندارد از دیرباز بوسیلۀ ایرانیان در گاه شماریهای مختلف بکار می رفته است. تقسیم سال شمسی به دوازده ماه سی روزه و پنج روز اضافی که بعد از یکی از ماهها اضافه می شده است از قرن دوم پیش از مبدأ گاه شماری مسیحی بکار گرفته شده است و تا به امروز کاربرد آن در بعضی از گاه شماریهای ایرانی استمرار دارد (رجوع شود به بخش چهارم - فصلهای یک و دو).

تقسیم سال به شش ماه سی و یک روزه و پنج ماه سی روزه و یک ماه بیست و نه روزه و در سالهای کبیسه سی روزه پدیده ای جدید است که از سال 1304 هجری  شمسی (= 1925 مسیحی) رواج یافته و تا به امروز بکار برده می شود (رجوع شود به: بخش چهارم - فصل ششم).


پانوشت ها :

↑ [1.] رجوع شود به :

Nilsson (1920), p.146 ; Meer (1955), p.1 ; Rawlinson (1879) p. 251.

↑ [2.] Nilsson (1920), pp. 144-149 ; bickerman (1969), p.17.

↑ [3.] بیرونی (1352 ه - ش)، ص 487.

Biruni (1879), pp.67-68

↑ [4.] رجوع شود به: همان و

Aid to Bible understanding (1971), p.77;

مقایسه شود با:

Parker and Debberstein (1964), p. 4.

↑ [5.] رجوع شود به:

Bickerman (1969), p.17.

↑ [6.] Spiegel (1864), Yasna II, vs. 29-35, pp. 33-41

و همچنین رجوع شود به: تقی زاده ( 1317 ه. ش)، ص 96.

↑ [7.] رجوع شود به: بیرونی (1352 ه.ش)، صص 86 ، 96 - 94؛ و

Biruni (1879) , pp. 67, 74-76 ; (1910 - I), p.348 ; Nilsson (1920), pp.16-20 ; Langdon and Fotheringham (1928) , pp. 46,47,76 ; Langdon (1935), pp. 54,71 ; Parker and Dubberstein (1946), pp .4, 24 ; Neugebauer (195?), p.41 ; Pannekoek (1961) ,pp. 37,106-107.

↑ [8.] مصریان ماههای خود را از نخستین روزی که ماه ناپدید می شده است آغاز می کرده اند. رجوع شود به:

Parker (1941), p. 289, n.2 ; (1950), pp. 9-10.

↑ [9.] هندیان در دورۀ وداها فاصلۀ بین دو بدر متوالی را یک ماه می شمردند رجوع شود به:

Brennand (1896), p. 68 ; Report of the Calendar Reform Committee of India (1955), pp.185, 201 ; see also Biruni (1910 - I), p. 348.

مقایسه شود با:

Encycopaedia Britannica (15th edition), vol.III , p.607.

↑ [10.] According to Nilsson ((1920) , p.169 ), tow East African tribes, the Masais And Wadshaggas, begin their months with the moon's invisibility ; the day of the new moon is therefore the fourth day of their months.

↑ [11.] رجوع شود به:

Langdon and Fotheringham (1928), pp .46-48 ; Berry (1961), pp. 45.48. 65-68

↑ [12.] رجوع شود به: بیرونی (1352 ه. ش)، ص 98-97؛

Biruni (1879), pp. 77-78

↑ [13.] Parker and Fotheringham (1928) , p ;. b23 ; Parker (1950), p. 6.

مقایسه شود با:

Langdon and Fotheringham (1928) , pp. 23 n. I , 45, n.2.

↑ [14.] زیج الغ بیک (1847)، ص 296؛ قوشچی (1330 ه.ش)، باب نهم؛ ملامظفر گنابادی (1267،1298 ه.ش)، باب اول مقایسه شود با:

بیرونی (1352 ه. ش)، ص 186.

↑ [15.] Meer (1955) , p.1 ; Berry (1961) , p.11.

↑ [16.] Olmsread (1970), p. 328.

↑ [17.] بیرونی (1352 ه. ش)، ص 97؛

Biruni (1879) , pp. 76-77

↑ [18.] بیرونی (1352 ه. ش)، ص 83؛

Biruni (1879), p. 64.

↑ [19.] Kennedy (1964), p . 437.

↑ [20.] برای تفضیل بیشتر در باب بروج، رجوع شود به: 2-1.

↑ [21.] تقی زاده (1346 ه.ش)، ص 205؛ (1317 ه.ش)، ص 174، یادداشت 325؛

Taqizadeh (1940-1942), p. 117

برای شرح حال قطب الدین شیرازی رجوع شود به: مدرسی (1335 ه.ش)، صص 82-81؛

Sarton (1953, b II), pp.1017 - 1020

↑ [22.] نصیر الدین طوسی، «سی فصل» این کتاب در یک مجموعه با «خلاصة الحساب» و هیئت قوشچی در سال 1330 هجری قمری بدون شمارۀ صفحات، چاپ سنگی شده است و نسخۀ خطی دیگری از آن به نشان 370 در کتابخانۀ ملی پاریس نگه داری می شود که با نسخۀ چاپ سنگی تفاوتهایی دارد و بوسیلۀ نویسندۀ این کتاب رونویسی شده است.

↑ [23.] نصیرالدین طوسی ((7) 2 O.)، ورق ب 15.

↑ [24.] رجوع شود به: شاردن (1338 ه.ش)، صص 243 - 183؛ رجائی (1352 ه.ش)، صص 191 - 181؛ افشار (1352 ه.ش)، 196 - 192.

↑ [25.] رجوع شود به تنگ لوشا (1357 ه.ش)، صص 10-7.

↑ [26.] رجوع شود به: بیرونی (1318- 1316 ه.ش)، ص 316؛ و مقدمۀ شاد روان استاد جلال الدین همائی بر همان کتاب صفحات ید، یه، یو. همچنان رجوع شود به:

Wright (1934), p . 210, n.2.

↑ [27.] رجوع شود به: بیرونی (1352 ه. ش) ص 462 به بعد؛ (1318 - 1316 ه.ش]، 106. و

Bundahishn (1880), Ch. 2, vs. 1-4 , pp. 10-11 ; (1956), pp. 32-33 ; and also Brennand (1896), p. 19 ; Nadershah (1900) ; pp. 249 - 250

↑ [28.] Biruni (1910 , I) , p. 354 ; Deven Bahadour (1911), pp. 15-16 ; Kaye (1918),  p. 72 ; Sewell (1896) , pp. 21-23.


بن نوشت:

دکتر عبداللهی، رضا - تاریخ تاریخ در ایران - چاپ دوم 1375 موسسۀ انتشارات امیرکبیر

واپسین به روز رسانی ( 25 بهمن 1388 ساعت 04:35 )
 
پیش >
 
     
 
 
 
     
*** آگهی ***
   
     
   
     
 
دگرگونی واژگان فارسی
با سلام دوباره بخاطر دارم نوشته‌اي مشابه اين مضمون با قلم استاد آشوري مدتي پيش نيز در اين سايت در دسترس قرار گ...
17/ 10/ 88 ساعت 22 دنباله...
از: محمد شامي

دگرگونی واژگان فارسی
با تشکر از این مقاله. اما من مقصد این مقاله را نفهمیدم. مطمئنن استفاده کردم اما دلیل نوشتن این متن را متوجه نشدم...
16/ 10/ 88 ساعت 16 دنباله...
از: فرید

فرمان کورش بزرگ
کار استاد ودانشمند ایلام شناس ایرانی برجسته و بینظیر است. پروفسور دکتر عبدالمجید ارفعی کار جدیدی در مورد زبان ...
14/ 10/ 88 ساعت 14 دنباله...
از: فریدون

تاریخ زبان فارسی
نقل تاریخ آنگونه که مد نظر دوست عزیز ماست گاهشمار وقایع است و بس . نقل تاریخ شاید با تفسیر آن درآمیخته است و این...
12/ 10/ 88 ساعت 22 دنباله...
از: کامبیز

چهارشنبه سوری
سلام: جالب است كه جوانان ايراني درباره ي اينگونه مطالب به بحث مي پردازند. اما دوستان! تعصّب را بايد كنار گذاشت. ...
11/ 10/ 88 ساعت 20 دنباله...
از: پيام

بازنگری و هماهنگی در گاهشماری سن...
درود با سپاس فراوان از حسن توجه و دلسوزی شما برای تاریخ و فرهنگ ایران زمین و تلاشتان برای همگام سازی تاریخ و گا...
10/ 10/ 88 ساعت 10 دنباله...
از: طاها اعظمی فرد

استان مرکزی
با سلام من هم با افتخار میگویم که یک اراکی زاده هستم چراکه با خواندن شخصیتهای برجسته اراک واقعا مایه افتخار و ...
10/ 10/ 88 ساعت 07 دنباله...
از: مهرداد سعیدی

 
     
 
 
این کشور ما باید خرم شود باید بالنده شود - اوستا ، فروردین یشت ، بخش 22
 
 
© 1385 - 1388 همه ی حقوق این تارنما وابسته به «انجمن آريابوم» است
برداشت نوشتارها یا بهره گیری از آن ها با یاد و نام نویسنده نوشتار و نشانی تارنما روا می باشد.
پیکربندی برگه : بهزاد فرهانیه